دانی که چیست دولت
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
یاری اندر کس نمیبینم
گل در برو می در کف
گلعذاری ز گلستان جهان
ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
گلبن عیش میدمد
فاش میگویم و ...