چطور درده که دردم گفتنی نیست
توی این زندان خدا پیر شدم
بزنم آن خنجر خود به رویه قلب من
دریای خونه دلم شب فراقت گلم
هرچی بلا سرم اومد (رفیق نیمه راه
ای روزگار نامرد با من چه کردی بیرحم
آهای آهای روزگار غم روی قلبم نزار
تقاص عشق