بستکی خاستگاری
نامردان را سلام دادن گناست
بستکی اسیرم کرده چشمون سیاهت
بستکی کفتم به یاد حبیبم
از اون بالای میای دندون طلایی
جوانی نوبهاری بود و بگذشت
خداوندا ببین احوال ما رو
خدایا در گرفتم در گرفتم