رضا یزدانی
دام دگر نهاده ام
من درختم تو زمینم
ای کاش عشق را زبان سخن بود
بیدارم نکن
دستای تو کجاست
آتش بس
میترسم از فرار
دارن پاییتخ و عوض میکنن
دچارم
درهم